محمد بن عبد الله بن عمر
203
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
باب هشتم « 1 » * در ذكر رنجورى سيد ، عليه السلام ، ووفات أو در آن شب كه ابتداى رنجورى سيد ، عليه السلام ، خواست بود « 2 » ، سيد ، عليه السلام ، برخاست در ميانهء شب وبه گورستان بقيع رفت وأهل گورستان [ را ] آمرزش خواست * وباز خانه آمد . وبامداد چون برخاست ، رنجورى در وى ظاهر شده بود . وأبى مويهبه ، غلام سيد ، عليه السلام ، حكايت كرد كه آن شب من با سيد ، عليه السلام ، بودم وسلام بر أهل گورستان كرد وگفته بود كه فتنهء آخر الزّمان روى بنموده است . وبعد از آن با من گفت : مرا مخيّر كردهاند ميان ملك دنيا وزندگانى دراز ، وبعد از آن بهشت ؛ وميان مرگ وديدن حق تعالى ويافتن بهشت . من گفتم : يا رسول اللّه ، ملك دنيا وزندگانى دراز وبعد از آن بهشت اختيار كن . سيد ، عليه السلام ، فرمود : لا واللّه ، بلكه مرگ وديدار حق ويافتن بهشت اختيار كردم . عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت : آن شب مرا دردسر مىكرد وبا سيد ، عليه السلام ، گفتم . فرمود : مرا نيز دردسر مىكند . وچند روز وى را تب مىگرفت وبه قاعده به حجرهء زنان مىگرديد . وچون رنجورى بر وى سخت شد ، دستوري خواست از زنان كه در خانهء من باشد و
--> ( 1 ) . در أصل : هفتم ( 2 ) . سيره ( ص 1097 ) : ابتداى رنجورى وى ، عليه السلام ، . . . در ماه ربيع الأول بود . ودر متن عربى ( ج 4 ، ص 291 ) : در أواخر صفر يا أول ربيع الأول . ودر تمام مراجع سال يازدهم .